پژوهشكده تحقيقات اسلامى

69

عاشورا شناسى (فارسى)

شام و اينها كردند و منبرى كه حضرت سجاد ( ع ) رفت « 1 » و واضح كرد به اينكه قضيه ، قضيه مقابله غير حق با حق نيست . يعنى ما را بد معرفى كرده‌اند ، سيدالشهداء را مىخواستند معرفى كنند كه يك آدمى است كه در مقابل حكومت وقت ، خليفهء رسول اللَّه ايستاده است . حضرت سجاد اين مطلب را در حضور جمع فاش كرد و حضرت زينب هم . تكليف ماها را حضرت سيدالشهداء معلوم كرده است . در ميدان جنگ از قلّت عدد نترسيد ، از شهادت نترسيد . هر مقدار كه عظمت داشته باشد مقصود و ايدهء انسان به همان مقدار بايد تحمل زحمت بكند . « 2 » امام حسين با عدّهء كم همه چيزش را فداى اسلام كرد ، مقابل يك امپراتورى بزرگ ايستاد و « نه » گفت . « 3 » در حالى كه شهادت حضرت سيدالشهداء از همه خسارت‌ها بالاتر بود ولى چون او مىدانست كه چه مىكند و كجا مىرود و هدفش چيست ، فداكارى كرد و شهيد شد و ما هم بايد روى آن فداكارىها حساب كنيم كه سيدالشهداء چه كرد و چه بساط ظلمى را به هم زد و ما هم چه كرده‌ايم ! « 4 » سيّدالشّهداء ( ع ) وقتى مىبيند كه يك حاكم ظالمى ، جائرى در بين مردم دارد حكومت مىكند ، تصريح مىكند حضرت كه اگر كسى ببيند كه حاكم جائرى در بين مردم حكومت مىكند ، ظلم دارد به مردم مىكند بايد مقابلش بايستد و جلوگيرى كند هر قدر كه مىتواند با چند نفر با چندين نفر . . . مگر خون ما رنگين‌تر از خون سيدالشهداء است ما چرا بترسيم از اينكه خون بدهيم يا اينكه جان مىدهيم ؟ آن هم در ماجراى دفع سلطان جائرى كه مىگفت مسلمانم مسلمانى يزيد هم مثل مسلمانى شاه بود اگر بهتر نبود بدتر نبود لكن چون با ملت اينطور مىكرد و مردى بود متعدى و ظالم و ملت را مىخواست زير بار اطاعت خودش بى جهت ببرد ، سيدالشهداء لازم ديد كه سلطان جائر را سراغش برود و لو اينكه جان بدهد . « 5 »

--> ( 1 ) . ر . ك . كامل بهايى ، عمادالدين طبرى ، ص 300 و 301 . ( 2 ) . 17 / 59 . ( 3 ) . 11 / 31 . ( 4 ) . 17 / 54 . ( 5 ) . 2 / 218 .